تبلیغات
..::بهترین در میهن بلاگ::.. - مهران مدیری


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :MSD=سعید
تاریخ:پنجشنبه 22 تیر 1385-03:07 ق.ظ

مهران مدیری

گذری بر شبهای برره و گپی با مهران مدیری و خلاصه ای از زندگی او
 
.::مهران مدیری ::.
 
 
او در دبیرستان دلگشا درس خواند در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بود سه برادر دارد . برادر بزرگتر در ایران است و سالهاست در ادبیات و موسیقی فعالیت میکند. دو برادر دیگر مدت بیست سال است که در سوئد زندگی میکنند. همیشه نمرات زیست شناسی و ادبیات مهران عالی بود حتی گاهی اوقات معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار مهران می گذاشت و میرفت. اما در ریاضیات همیشه کم هوش بود و هنوز هم علت ریاضیات را در جهان نمی داند.
مهران مدیری سال 1340 در میدان بروجردی سر آسیاب دولاب به دنیا آمد . او با فقر چندان هم غریب نیست البته در زمان نوجوانی او اکثر خانواده ها چنین زندگی داشتند . او در کودکی هیچ وقت آرزوی خاصی نداشت یعنی آدم دم دمی بود . مثلا دوست داشت زیست شناس شود و هنوز هم دوست دارد . او از بچگی با کتاب های برادرش که زیست شناسی خوانده بود ور میرفت . شاید یکی از طولانی ترین آرزوهای او کارهای تحقیقی در باره زندگی حیوانات بود و هنوز هم علاقه مند است . فیلم های مورد علاقه او فیلم های مستند هستند .
مدیری چیزی را که نمی داند آرزوست یا نه فیلم سازی است آن هم در نوع جدی تا طنز چرا که به کار جدی بیشتر از طنز علاقه دارد و اصلا اتفاقی هم وارد کار طنز شده است. اتفاقی علی عمرانی پیشنهاد همکاری در نوروز 72 را به او داد و به این ترتیب کار طنز شروع شد . آنهایی که مهران مدیری را در سال 62 در تئاتر هملت با آن چهره غمگین و دراماتیک دیدند این فکر حتی از دورترین نقطه ذهن شان هم نمی گذشت که این جوان روزی یکی از بزرگ ترین کمدینهای ایران شود و البته قبل این کار هم دو کار تئاتر طنز انجام داده بود یکی از آنها پانسیون نام داشت. و در سال 1366 در تالار مولوی تهران اجرا شد. مهران از زمان انقلاب تا سال 1371، 18 یا 19 کار  به غیر از یکی که به عنوان آهنگ ساز همکاری کرده بقیه اش بازی گر بوده ، مثل نمایش هملت و سیمرغ با دکتر صادقی ، کیسه بوکس کار علی موذنی و...
او در رادیو هم کار کرده چند کار تلویزیونی هم بعد از نمایش ها داشته یکی با  خانم ثریا قاسمی و چند کار مذهبی با مجتبی یاسینی .
مهران مدیری در سال 1365 وارد دانشگاه می شود و نصفه رها می کند و به خدمت سربازی می رود زمان سربازی اش به جبهه هم رفته و در مرصاد و حلبچه جنگیده است . اصلا بازیگری برای او تعریف دیگری داشت ولی وقتی نوروز 72 ضبط شد دید که جزئیاتی در کار طنز وجود دارد که جالب است و در همین کارها بود که پیشنهاد های بعدی شروع شد و قضیه ادامه پیدا کرد. ناگفته نماند که مدیری سراغ خیلی چیزها رفته و شاید هم استعدادش را نداشته مثل نقاشی. البته اگر فرصتی پیش بیاید دوست دارد در مورد کارهایی که فکر می کند حتی یک درصد هم می تواند انجام دهد تجربه کند. او حس و حال خواندن را دوست دارد و وقتی که می خواند خودش خیلی لذت می برد . برادرش هم پیانیست است و همیشه در خانه پدری آنها موسیقی کلاسیک شنیده میشد. شنیدن صدای زیاد موسیقی باعث شد مدیری با یک بار تمرین در استودیو اجری اصلی برای ضبط کاست خود را انجام دهد.
خیلی ها معتقدند که مهران مدیری صورت تلخی دارد به عقیده خودش خیلی وقت ها ین موضوع درست است و در طول روز غمگینی اش به شادی هیش می چربد.
سرانجام بعد از مدتی بیکاری مدیری جنگ 77 را ارائه داد او سعی کرد فاصله را با بیننده کم کند و از روبه رو با او صحبت کند.
از نظر خود مدیری خیلی از قسمت های ساعت خوش ضعیف است و خیلی از لحظاتش جاودانه و او بعضی از صحنه های 77 را دوست دارد و خیلی از آنها را هم نمی پسندد . او به شدت مایل است که به سمت کارگردانی سینما برود . علاقه او به سینمایی است که به روابط انسانی می پردازد به طراحی آدم ها به عشق به احترام و به خیلی چیزهای دیگر .
مدیری همیشه از مقوله ی زیاد عصبانی میشود ینکه آدمی به کاری که به او مربوط نمی شود دخالت کندو خارج از حیطه خودش قدم بگذارد .هرکس آن کاری را که "باید" انجام دهد و "نباید" انجام دهد . به تعبیر برنارد شاو 80 درصد آدم ها انرژیشان صرف کارهایی میشود که به آنها مربوط نیست. دومین مقوله هم که خیلی شخصی است این است که راجع به یک مساله مهم و جدی که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببیند که طرفش باور نکرده و لبخند می زند یعنی پوزخند بزند که واقعا مدیری را دیوانه می کند .
او در خلوت خود مشغول سکوت میشود و مهمتر از همه موسیقی است مویسقی کلاسیک با صدای بلند. مهران مدیری دو فرزند دارد. از نظر او وقتی گرفتار شهرت میشوی دیگر زندگی شخصی نداری ، آزاد نیستی ، محدود میشوی و همراهانت را هم محدود می کنی . او می گوید شهرت سرطان است
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


feet problems
شنبه 18 شهریور 1396 08:45 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd definitely donate
to this brilliant blog! I suppose for now i'll settle for book-marking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to fresh updates and will talk about this
site with my Facebook group. Talk soon!
Can better posture make you taller?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:42 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as I provide credit and sources back to your website?
My website is in the very same niche as yours and my users would truly benefit from a lot of the information you provide here.
Please let me know if this ok with you. Appreciate it!
Albertina
یکشنبه 4 تیر 1396 08:24 ب.ظ
Outstanding quest there. What occurred after? Good luck!
omapavel.jimdo.com
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 01:58 ق.ظ
What's up, I would like to subscribe for this webpage to take hottest updates, so where can i do
it please assist.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر